عاشقانه ها خانوم و شوهرش

خرید بک لینک
يكي از آشناها زنگ زد واسه كارآموزيم گفت فلان ساعت بيا فلان جا.با همسري صبح زود بيدار شديم صبحانه زديم بر بدن و حركت كرديم به سمت مقصد.يه ملاقات ديگه در نظر گرفتن واسمون.بازم فرداش با همسرجان رفتيم سر قرار.خدا رو شكر قراره برم يه بيمارستان عالي.كه نمونه هاي متنوع و دستگاه هاي پيشرفته اي داره. حالا با عاشقانه ها خانوم و شوهرش...

ما را در سایت عاشقانه ها خانوم و شوهرش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 10:45

صبح ساعت هشت به سختي بيدار شدم تا با بابا و عمو برم بيمارستان.اه كه چقد بده اين بيمارستان.واقعا كار تو بيمارستان به خصوص رشته پرستاري روحيه ميخواد.ان شاالله خدا همه بيمارا رو شفا بده تا به آغوش خانوادشون برگردن.تو مسير همش ذكر "يا خير المنزلين" رو گفتم.واسه حاجتم.اميدوارم اگه خيره برآورده بشه ان شاا عاشقانه ها خانوم و شوهرش...

ما را در سایت عاشقانه ها خانوم و شوهرش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 10:45

امروز از ساعت ١١ تا راس ساعت١٤ منتظر دكترجان بوديم كه تشريف بيارن. ساعت ١٠:٣٠ با پدر رفتيم پيش مسئول فني آزمايشگاه بيمارستان.بعد از سلام و عرض ادب گفتم اگه اجازه بدين ميخوام بيام و اينجا مشغول به كار بشم.نگام كرد…نگاش كردم.يه آقاي قدبلند تقريبا ميانه سن حدود ٤٧ يا ٤٨ ساله با يه پرستيژ عالي و خوش اخل عاشقانه ها خانوم و شوهرش...

ما را در سایت عاشقانه ها خانوم و شوهرش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 10:45

خاله زنگ زد واسه شام دعوت كرد امشب اونجا بودم.دلم نميخواست به خاطر اينكه دخترخاله ها واسه عقدم نيومدن خودمو ناراحت نشون بدم.واسه همين دوست داشتم بهم خوش بگذره.هرچند درنبود همسرم خيلي خوش نميگذره ولي بد نبود. بابا از لباسم ايراد گرفت.گفت در نبود همسرت بايد امانت دار باشي.از كجا معلوم كه همسرت واسه پو عاشقانه ها خانوم و شوهرش...

ما را در سایت عاشقانه ها خانوم و شوهرش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 10:45

صفحه بندی